على گيلانى
28
مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )
شد و زنجبيل و نانخواه را بغايت نازك سائيده و آن را از آتش فرود آورده برو پاشيدند و خوب ماليدند مثل مرهم شد و بر شكم آن زن بماليدند بعد از اندك زمانى اطلاق شد و مواد فاسد بسيار دفع شد روز اول كف دهان شتر نيافتند بعد از آن كه يافتند اول آن كف را بر شكم ماليدند و ديگر اين مرهم را و اين معجون حصه يك روز است و اين دوا را از بسكه غريب بود نوشته شد اين عمل مكرر مجرب و صحيح برآمد شير شتر سه پاؤ و شير گدهى سه پاؤ تيل ازتدى سه پاؤ چندان بجوشانند كه يك پاؤ بماند به آتش آهسته و نانخواه و زنجبيل را هر يك پنج درم بغايت بسايند باقى به حال خود آنست كف مستى شتر اگر باشد اول بمالند و بعد از آن ادويه را و الا فلا ارجى حال اتيل رتنجوت هم گويند اين داروها هم داخل است اسهال كبدى و جميع اسهالات بتخصيص درين زمان تا مردم بچيزهاى گرم مداومت مىكنند احتياط تام بايد كرد كه اخلاط بدن مريض را حدت و لذع كم شود كه اكثر اسهالات را بتعديل اخلاط و اطفاء حرارت و ترطيب مزاج مداوا مىكنم و موافق مىآيد و متوجه قبض و تليين كم مىشويم و اكثر را تليين بمرطبات مىكنم و بدانكه كم اسهال باشد كه كبد را به آن شركتى نباشد و اطباى زمان تا وقتى كه پرچها و جگر درست دفع نشود نمىدانند كه اسهال كبدى است و حال آنكه اكثر مرار از كبد دفع مىشود و ما همين كه حدتى در اخلاط يافتم و دفع مرار و حرارت ملمس و تشنگى البته شيرهء تخم خيارين و خميرهء بنفشه مىدهم و بجاى غذا آب هندوانه بافراط مىدهم و گاهى دوغ شيرين مىدهم و موضع كبد را به روغن بادام كه كافور در آن حل كرده باشند چرب مىداريم بعد از آنكه حدت اخلاط كم شد اندكى